السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
119
تفسير الميزان ( فارسي )
فرمود : « اگر هم سخن درست بگويد اجر نمىبرد » . مؤيد اين معنا وضع موجود در عصر رسول خدا ( ص ) است ، چون در آن ايام قرآن كريم هنوز تاليف و جمعآورى نشده بود ، آيات و سوره هاى آن در دست مردم متفرق بود ، و به همين جهت نمىتوانستند تك تك آيات را تفسير كنند ، چون خطر وقوع در خلاف منظور ، در كار بود . و حاصل سخن اين شد كه آنچه از آن نهى شده اين است كه ، كسى خود را در تفسير قرآن مستقل بداند ، و به فهم خود اعتماد كند ، و به غير خود مراجعه نكند . و لازمه اين روايات اين است كه مفسر همواره از غير خودش استمداد جسته و به ديگران نيز مراجعه كند ، و آن ديگران لا بد يا عبارتست از « ساير آيات قرآن » ، و يا عبارت است از « احاديث وارده در سنت » ، شق دوم نمىتواند باشد ، براى اين كه مراجعه به سنت با دستور قرآن و حتى با دستور خود سنت كه فرموده همواره به كتاب خدا رجوع كنيد ، و اخبار را بر آن عرضه كنيد ، منافات دارد ، پس باقى نمىماند مگر شق اول ، يعنى خود قرآن كريم كه در تفسير يك يك آيات بايد به خود قرآن مراجعه نمود . با اين بيان ، حال سخنانى كه در باره حديث بالا يعنى حديث تفسير به رأى زدهاند روشن مىشود ، چون در معناى اين حديث ، اقوال مختلف شده است ، و در اين جا براى آگاهى خواننده ده قول را نقل مىكنيم . اول : منظور از تفسير به رأى تفسير كسى است كه اطلاعى از علوم مقدماتى ندارد . چون وقتى مىتوان آيات قرآنى را تفسير كرد كه علوم ديگرى كه به قول سيوطى در « اتقان » پانزده علم است ، فرا گرفته باشيم ، وى گفته آن پانزده علم عبارتند از : 1 - نحو ، 2 - صرف ، 3 - اشتقاق ، 4 - معانى ، 5 - بيان ، 6 - بديع ، 7 - قرائت ، 8 - اصول دين ، 9 - اصول فقه ، 10 - اسباب نزول ، 11 - قصص ، 12 - ناسخ و منسوخ ، 13 - فقه ، 14 - آگاهى و احاطه به خصوص احاديثى كه مجملات و مبهمات قرآن را بيان مىكند ، 15 - علم موهبت ، و منظور سيوطى از علم موهبت آن علمى است كه حديث نبوى زير بدان اشاره نموده و مىفرمايد : « من عمل بما علم ، ورثه اللَّه علم ما لم يعلم » « 1 » . دوم اينكه : گفتهاند مراد اين حديث پرداختن به تفسير آيات متشابه است ، چون تفسير آن آيات را كسى بجز خدا نمىداند .
--> ( 1 ) كسى كه بدانچه مىداند عمل كند خداى تعالى علم آنچه را كه نمىداند كه اثر همين عمل است به دو مىدهد . ج 2 ص 180 .